محمد يوسف حريرى
133
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
در سورهء نساء و سورهء اعراف از نفس واحده و جفتش سخن مىرود و به عقيدهء مفسران « نفس واحده » حضرت آدم عليه السّلام است و نام همسر آن حضرت را حوا ذكر كردهاند و در تسميهء اين نام گفتهاند چون مادر هر حى بود او را حوا نام نهادند . براساس نقلها آن دو در بهشت ساكن بودند ولى با ترك اولايى كه شد مأمور آمدن به زمين شدند پس توبه كردند و خداوند پذيرفت . حواريون ( ح ىّ ) إِذْ قالَ الْحَوارِيُّونَ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ( مائده - 112 ) كلمهء حواريون و حواريين در آيات سورههاى آل عمران و مائده وصف ( پنج بار ) فقط دربارهء ياران خاص حضرت عيسى عليه السّلام به كار رفته است و طبق نوشتهها مقصود رسولان حضرت مسيح عليه السّلام هستند كه در مقابل دعوت آن حضرت براى كمك بايشان آمادگى خود را اعلام كردند . تعداد حواريون در قرآن مجيد معلوم نيست ولى به موجب احاديث اسلامى و مصادر مسيحى دوازده تن بودهاند به نامهاى : 1 . شمعون ( پطرس . فطرس ) 2 . اندرياس ( اندراويس ) 3 . يعقوب كبير 4 . يعقوب صغير 5 . يوحنا 6 . فيلپس ( فيليپوس - فيلوپس ) 7 . برتولما ( برتولماوس . برتولولما ) 8 . توما 9 . متى ( ميتا . لاوى ) 10 . لباوس ( لبيوس . لبئى . يهودا . تدى ) 12 . شمعون قانوى . ( قناوى يا غيور ) 12 . يهوداى اسخر يوطى ( كه فريب خورد ) بعضىها پولس را از جملهء حواريون شمردهاند . و در انجيل برنابا به جاى توما و شمعون غيور ، برنابا و تداوس ذكر شده است . حواريين يا ( - ) حواريون حواميم ( - ) سور حواميم حواميم سبعه - سور حواميم حور حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ ( رحمن - 72 ) جمع حورا ( زن بهشتى ) و آن به معنى زن سفيد بدن و سيمين تن است ( قاموس قرآن ) - پژوهشگران اروپايى عموما معتقدند كه اين واژه ريشهء ايرانى دارد . ( بينات - ش 7 - ص 62 ) حور العين ( ح ر ل ) كَذلِكَ وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِينٍ ( دخان - 54 ) توصيفى است از زنان بهشتى در قرآن مجيد ( آيات 54 دخان - 20 طور - 22 واقعه ) گفتهاند سياه چشمانىاند كه دوشيزگى خود را محفوظ داشته و با مؤمنانند و آنان را از دل و جان دوست دارند و در دعاها نيز از خداوند همصحبتى با حور العين ( و من الحور العين برحمتك فزوجنا ) درخواست مىشود . حى ( ح ىّ ) اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ( بقره - 255 ) زندهء جاويد : اين لفظ به عنوان وصف مقام ربوبيت پنجبار در قرآن مجيد ( بقره - آل عمران - طه - فرقان - مؤمن ) ذكر شده است . خدا همان حقيقت حيات است . حيات خدا عين ذات او ( و عين علم و قدرت و احاطهء مطلق او ) است حيات همهء موجودات از خداست و از آنها قابل انفكاك است ولى حيات خدا از خدا قابل انفكاك نيست . ( قاموس قرآن - سخنى چند دربارهء خداشناسى ، ص 5 - و . . . )